سيد علي اكبر قرشي
160
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
است آنجا كه فرمايد : « و لكنّ الخير ان يكثر علمك و ان يعظم حلمك و ان تباهى الناس بعبادة ربكّ » حكمت 94 بوء : مساوات . رجوع . در لغت آمده : « باء اليه : رجع » و نيز : « باء دمه بدمه : عدله » ، آن از باب تفعيل به معنى آماده كردن و قدرت دادن آيد . اين كلمه با مشتقات آن جمعا دوازده بار در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء طالب مال فرمايد : « اصابه حراما و احتمل به آثاما فباء بوزره و قدم على ربهّ آسفا لاهفا » حكمت 344 منظور از آن قرين و با هم شدن با گناه است . مردى در تشييع جنازهاى مى خنديد ، امام عليه السلام فرمود : « كانّ الموت فيها على غير ناكتب . . . و كانّ الذى نرى من الاموات سفر عمّا قليل الينا راجعون نبوّئهم اجداثهم و نأكل تراثهم كانّا مخلّدون بعدهم » حكمت 122 « سفر » بر وزن عقل جمع به معنى مسافران است . « نبوّئهم » يعنى آماده مى كنيم براى آنها قبورشان را . و از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : » و لقد كذب على رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم على عهده حتّى قام خطيبا و قال : من كذب علّى متعمّدا فليتبّوء مقعده من النار » . خ 210 ، 325 « تبوّء » از باب تفعّل به معنى اتخّاذ است آن در كلام آنحضرت امر غائب است يعنى : هر كس عمدا بر من دروغ بندد محل خويش را از آتش اتّخاذ كند . رجوع كنيد به نهايهء ابن اثير ( بوء ) « بواء » : برابر . چنان كه فرموده : « فيكون الثواب جزاء و العقاب بواء » خ 144 ، 201 منظور از آن قصاص و انتقام است كه با عمل برابر مى باشد . « مباءة » مكان استقرار . دربارهء گذشتگان فرموده : « شاهدوا من اخطار دارهم افظع ممّا خافوا و رأو امن آياتها اعظم ممّا قدّروا فكلتا الغايتين مدّت لهم الى مباءة » خ 221 ، 339 ، يعنى از خطرهاى عالم مرگ بدتر از آنچه مى ترسيدند ، ديدند ، و از قضاياى آن بزرگتر از آنچه فكر مى كردند ، مشاهده نمودند ، هر دو غايت از بهشت و جهنم براى آنها در دنيا مهلت داده شد تا رسيدن به محل استقرار در آن . باب : در ، جمع آن ابواب است اين لفظ به صورت مفرد و جمع چهل و پنج بار در « نهج » آمده است . آنحضرت در رابطه با جهاد فرمايد : « امّا بعد فانّ الجهاد باب